تبلیغات
عاشق مغرور - بازم بریدم...

عاشق مغرور

عشق یعنی دیر بیاید، زود برود و تو سال‌ها با خاطره‌ای كوتاه نفس بكشی بخوابی خواب ببینی قدم بزنی و ساده بگویم دیگر زندگی نکنی!

بازم بریدم...

سلام




سری جدید دل نوشته های عاشقانه و عارفانه



هوای قلب من امشب... هوای سرد تنهاییست...

دل من یاد تو افتاد... چقدر جای دلت خالیست...

 حضورت گر کنارم نیست... نگاهت گر به سویم نیست...

ولی جای قدمهایت هنوزم... در دلم باقیست...


عکس نوشته های زیبای عاشقانه و عرفانی




نمیدونم از کجا شروع کنم یا چطور شروع کنم ...

حال این روزای من  حال خوبی نیست ...

شاید اب و هوا و غم پاییز هم بی تاثیر نباشه ...

میخوام کلا از  این روزهام بنویسم ...

نمی خوام فقط از تو بنویسم...


سری جدید دل نوشته های عاشقانه و عارفانه


این مدت از تو هیچ خبری نبود ... در سکوت مطلق هستی ...

هیچی نمیگی ... هر شب راس ساعت انلاین

 میشی اما وقتی من انلاین میشم

میری !!! این یعنی فرار !

این مدت عکس نوشته زیاد گذاشتم اما هیچکدوم رو لایک نکردی

این یعنی سکوت !

دلتنگی بی قرارم کرد اما تو راحتی این یعنی بیتفاوتی ...!

از شمارش رفتار هات که بگذرم میرسم به یه حماقت بزرگ ...

چند روز پیش یکی از دوستام باهام حرف میزد ...

کلی حرف زد باهام گفت بلاتکلیفی بسه دیگه تمومش کنم...

تو دوستم نداری و منو نمیخوای !

گفتم همشو میدونم نمیخواد بگی... و تکرار کنی

گفت برای فراموشیش باید با کس دیگه باشی

تصمیم گرفته بودم بعد محرم امسال به اولین

پیشنهاد فکر کنم ... اما.... ! نمیتونم...

نشد... نتونستم... نتونستم...

داداشش رو توی نامزدیش دیده بودم

خیلی دورو برمون بود اما من اصلا تو این فکرا نبودم

از طرفی هم  اون یکی دوستم از اون خوشش اومده بود

منم مثل همیشه ساکت و مغرورانه توجه نمیکردم...

 شرایطش خوب بود  هه یه مهندس با کلاس که

ظاهرا اونم دل خیلی ها رو خون کرده !

البته نه اینکه عاشقم شده نه فعلاقصدش  اشنایی بود

اما نتونستم قبول کنم نشد ... نمیتونم ... نمیتووونم..........

گفتم نه


خواندنی ترین عکس نوشته های عاشقانه و عرفانی


گفت پس دوست شوهرم که تو تولدم دیدیش اونم
 
از تو خوشش اومده ... !

فکرشم نمیکردم ! خیلی خوب و خوش تیپ . جذاب بود !

 شاید از لحاظ ظاهر خیلی سر تر از پسرعمو ... تعجب کردم

گفتم مگه دوست دختر نداره ! گفت نه اهل دوستی نیست الانم قصدش

با تو جدیه و میخواد برای ازدواج اشنا شه ! فکر کردم چرا

من به چشم اون نمیام... !

خوشحال که نشدم هیچ تو دلم یه غم بزرگ نشست که چرا

اون از من خوشش نمیاد !

گفتم نه ... نمیتونم ... کلی نصیحت کرد اخرم

عصبی شد و دیگه حرف نزد ...

سری جدید دل نوشته های عاشقانه و عارفانه


احمقانست اما نمیتونم ...

نمیدونم چیکار کنم... بریدم...

خسته شدم از انتظار بیهوده

من دیگه دارم مطمئن میشم که هیچ حسی بهم نداره

مگه میشه کسیو دوست داشت و ذره ذره زجر کشیدنشو غمشو دید و

هیچی نگفت ! مگه میشه ...

جز اینه که قلبت ماله یکی دیگست ..

میدونم هزار سالم بگذره تو حسی بهم پیدا نمیکنی ...

 6 سال که هیچی !

من دلم برای کسی نمیتپه ... من جذب هیچ کسی نمیشم ...

من هیچی نیستم ادعایی ندارم ... اما عشقم کم نبود...

سخته تنهایی ... وقتی میبینم دوستام راحت و ساده

دم از عشق میزنن و گذشتشونو پشت

 سر میذارن حرصم میگیره از خودم

از دلم ... از اخلاقم ... چرا اونا میتونن راحت

و چند ماهه به قول خودشون

عشقشونو فراموش کنن و جایگزین بذارن

 اما من 6 ساله نتونم !!!



عکس نوشته های غمگین و عاشقانه سری پاییز 94




میدونی درد چیه ...؟ اینکه وقتی تو اوج خنده هام

یهو ساکت میشم اشک تو چشام جمع میشه

 که الان اون با کی میخنده !!!

درد یعنی وقتی دوستم با اب و تاب از عشق جدیدش میگه

از قدم زدنای پاییزیش و .... !

حسود نیستما اما ته دلم حسرت میخورم ...

راستش یکم حسودیم میشه چرا من ندارمت تا باهم

یه عصر پاییزی توی کافه

با دوتا فنجون قهوه تلخ چشم تو چشم...

این زیاده !!!



عکس نوشته های غمگین و عاشقانه سری پاییز 94



وقتی نوشته های عاشقونه رو میخونم و همش از خاطرات و

دست تو دست هم بودناست  یه بغض میشینه تو گلومو

یه پوزخند تلخ رو لبم... اخه منو تو که خاطره نداریم...

نشد که داشته باشیم...

به مامانم که از رد کردنه اون دو تا پیشنهاد گفتم...

هیچی نگفت... نگاهم کرد گفت میدونم خسته ای ...

اما خودت میدونی ... تصمیم درست بگیر...

این حرفش یعنی منو میفهمه ...

ولی من چقدر خجالت میکشم از خودمو ... عشقمو... حسم...



جدیدترین سری از عکس نوشته های عاشقانه و عرفانی



امشب دلگیر بودم خیلی زیاد ... یه متن گذاشتم... همراهه یه عکس...

در طول زندگیم خیلی پیش بینی های اشتباه کردم

اما احمقانه ترینش این بود که خیال می کردم

روزی متوجه میشوی که چقدردوستت دارم …

افسوس که سه سال دیگر هم گذشت

و همه امدند و تو نیامدی ...

عکسشم نوشته بود نا امیدم میکنی

از عشق وقتی منو به حال خودم رها میکنی !

دل زبون نفهمه من ... مطمئنم با کس دیگه ای خوشه ...

20 مین پیش انلاین بود  اما بازم زد به ندیدن ...

هر وقت سکوت میکنه خطرناکه ... :) حتما بازم باید منتظر خبر

خواستگاریش باشم...




عکس نوشته های غمگین و عاشقانه سری پاییز 94


مدتها بود با خدا قهر بودم... قهر قهر که نه اما نماز نمیخوندم...

اما توبه کردم... دوباره نمازمو میخونم... 3 روزی میشه ...

حد اقل اینجوری شاید اروم شم...

هر روز بهش میگم خدایا من خودمو سپردم دست تو ...

خودت هر چی صلاح میدونی همون شه ...

دیگه نمیگم اونو میخوام و فقط اون...

هر چی خودت میدونی ... اما خب دوستش دارم تو که بهتر میدونی !!!

من دیگه نمیکشم... میخوام یه گوشه بشینمو...

فقط نگاه کنم... این یه حقیقته تلخه ...

ما عاشقای مغرور درسته همیشه خنده رو لبامونه و ضعف

نشون نمیدیم... اما .... یه روزایی یه جاهایی ... بد جور کم میاریم...

خیلی بد... اونوقته که یه دنیا ... گله از زندگی

میمونه رو دلت و با خودت میگی خدایاااا

مگه من چه گناهی کردم که اینجوری تاوان میدم؟

خدایا قسم میدم دیگه بسه ! من بریدم.... صدامو بشنو ....


خواندنی ترین عکس نوشته های عاشقانه و عرفانی


گاهی این سوال برام پیش میاد ... پسرایی که وبلاگم رو میخونن

اگه جای پسرعمو بودن چیکار میکردن !!!

اونا هم این همه عاشقانه رو میخوندن و بی تفاوت میگذشتن و

حتی به خودشون زحمت نمیدادن بگن !

 برو پی زندگیت بیخود دلخوش نکن !؟!!!


سری جدید دل نوشته های عاشقانه و عارفانه


[ جمعه 13 آذر 1394 ] [ 01:17 ق.ظ ] [ ashegh maghroor ] [ نظرات() ]

نمایش نظرات 1 تا 30