تبلیغات
عاشق مغرور - دلتنگی...

عاشق مغرور

عشق یعنی دیر بیاید، زود برود و تو سال‌ها با خاطره‌ای كوتاه نفس بكشی بخوابی خواب ببینی قدم بزنی و ساده بگویم دیگر زندگی نکنی!

دلتنگی...

سلاااااااااام

به همه عاشقا ...

 



سلام دختری مغرور



 

 

خب عشقه دیگه ... جنون میاره... !

 

یکی ادرس فیسبوکمو خواست

 

Asheghe Maghror

 

سرچ کنین همین یدونست !

 

و اما دختر مغروره اره عزیزم منظورم کامنت

 

تو بود حرفاتم برامجالب بود فقط چون

 

هیچ ادرسی نبود اینجوری جوابتو دادم از

 

نظراتت خوشم اومده  جالبه

 

 واما.... اقای عشقه عجیب غریب ...

 

دلتنگتم بیشتر از همیشه... این روزا من پست

 

میذارم و تو تند تند لایک میکنی...!

 

اما... شیطون شدی... تووو که گفتی

 

من نمیخوام ناراحتت کنم


واسه همین بهت نگاه نمیکنم

 

پس چی شد؟ چرا داری اتیش میسوزونی؟

 

مگه دله من اسباب بازیه

 

چند وقت پیشا که اومدین خونمون...!

 

بگذریم که من هیچ محلت نذاشتم به مامانمم

 

گفتم سرم گیج میره نمیتونم پذیرایی کنم

 

تا جلوت خم و راست نشم هی هی

 

اومدم بشینم درست مبل روبرویت خالی بود

 

منم رفتم ور دل عمه نشستم که نبینمت هی داغ کنم!

 

این همه بهت بی محلی کردم و زدم به ندیدنت...

 

هیچی دیگه شانسم ندارم که یه لحظه برگشتم ...

 

بر گشتن همانا ...و چشم تو چشم شدن همان...!

 

واااااااای مردم و زنده شدم...

 

ولی زود تر از تو دل کندمو رومو برگردوندم...

 

خودمونیما ولی حقت بود...

 

همون لحظه گفتی مامان نمیخوایم بریم؟

 

واااااییی انقدر خوشم اومد که از بس زورت اومد

 

اینو گفتی که نگو و نپرس

 

مامانتم که فداش بشم گفت نه زوده حالا میریم...

 

موقع رفتنم که جلو در گفتی ممنون خداحافظ

 

صدات یکم حرصی بود

 


هیچی بگذریم ووووو از

 

چند روز پیش بگم...

 

عکس جدید گذاشتی...


نمایه بسته از صورت و نگاهت!!!

 

چراااا؟؟؟ واقعا نمیتونم به خودم بقبولونم که

 

این عکسو بی منظور گذاشتی...! دقیقا

 

عکست فقط چشماتو به رخ میکشه...

 

همه هم ازت پرسیدن به چه مینگری؟...!!!

 

هی هی داری لجبازی میکنی...!!! 

 

و اخرین چیزی که گفتی و منو بیشتر در گیر کردی...!

 

نوشتی من هرگز نگفته بودم به تو...!

 

دوستت گفت بگو پسر بگو...

 

گفتی اخه چجوری؟

 

یعنی منظورت کیو...؟


چی بود؟!!!

 



[ جمعه 21 شهریور 1393 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ ashegh maghroor ] [ نظرات() ]