تبلیغات
عاشق مغرور - دیگه کم کم اخر قصه مونه ........

عاشق مغرور

عشق یعنی دیر بیاید، زود برود و تو سال‌ها با خاطره‌ای كوتاه نفس بكشی بخوابی خواب ببینی قدم بزنی و ساده بگویم دیگر زندگی نکنی!

دیگه کم کم اخر قصه مونه ........

سلام

عکس عاشقانه 2017,عکس عاشقانه 1396,عکس عاشقانه 96,عکس عاشقانه,عکس عاشقانه بوسه,عکس عاشقانه زن و مرد,عکس عاشقانه متن دار,





دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو شکستگی داشت

حال منه عاشق به کی به جز تو بستگی داشت

تهش واسه من و تو چی داشت

یه گوشه از تمام دنیا تو قلب تو برای من بود

کفره ولی میگم چشای تو خدای من بود

شروعت انتهای من بود

عشقم این روزا هوای تو هوام و بد کرده

یکی برات دوباره تب کرده

باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی

می بینمت هنوزم اینجایی باور کن

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫

دلتنگی یعنی تو دلشوره یعنی تو

تو بی من می میری می میرم من بی تو

عشقم این روزا هوای تو هوام و بد کرده

یکی برات دوباره تب کرده

باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی

می بینمت هنوزم اینجایی باور کن!!!



نمیدونم چی بگم یا از کجا بگم ...

کم کم داره نوشتن از یادم میره

مقدمه چینی نمیکنم ... حس و حال این

روزام خوب نیست ...

هیچ کدوم نمیتونین درک کنین چه حالیه بی حسی

انگار توی خلع دست و پا میزنی هیچی برات مهم نیست!


 تصاویر عاشقانه, دانلود عکس عاشقانه, عکس عاشقانه, عکس عاشقانه بوسه و بغل کردن, عکس عاشقانه جدید, عکس عاشقانه زیبا, عکس عاشقانه غمگین, عکس نوشته ها



دوست داشتم براتون با یه حال بهتر بنویسم اما خب نشد...

انگار قرار نیست خیلی خوب باشم ...

آرزو میکنم هیچکدوم این حسو نداشته باشین...

میرم از روز عاشورا میگم ... خانومی که مهمونمون بود....

و چقدر ازم تعریف کرد...و چقدر خیره نگاهم کرد ...

اون خانوم عمه ی زن پسرعمه ام بود....

اما انقدر رفتارش ضایع بود برای

 چی اومده که کاملا اعصابم بهم ریخت....

اخرشم که همه اذیتم کردنو کلی

سر به سرم گذاشتن که اومده عروسشو ببینه

 به بهانه روز عاشورا و نذری اومد تا منو ببینه

و از قضا  از من خوشش اومده

حالا این اقای مجهول رو من نه دیدم نه میشناسم !

مثل همیشه من چه عروسی چه عزا هیچکسو نگاه نمیکنم !

مثل اینکه اون دیده ... !




 تصاویر عاشقانه, دانلود عکس عاشقانه, عکس عاشقانه, عکس عاشقانه بوسه و بغل کردن, عکس عاشقانه جدید, عکس عاشقانه زیبا, عکس عاشقانه غمگین, عکس نوشته ها





نمیدونم چی بگم ... اون روز که مادرش  اومد

هفته بعدشم خواهرش !

منو دید اونم تو چه وضعی !

خواب بودم یهو صبح جمعه پا شدن اومدن خونمون ...

به یه بهانه ای ... که کاملا ضایع بود قصدشون دیدن من بوده

و از قرار معلوم خواهرش هم از من خوشش اومده گفته

وای این از خواب پا شده با چشمای پفی

و موهای بهم ریخته اینجوری نازه  بدونه

 ارایش انقدر خوشگله با ارایش و اتو کرده دیگه چیه !

واسه خودشون بریدن دوختن

 انگار نه انگار این وسط منو اون اقا مهمیم !





البته مثل اینکه اون اقا هم منو دیده و خوشش اومده

مادرم و برادرم و پدرمم

دیدنش فقط این وسط من مهم نیستم انگار !

البته مامانم بهشون گفته من باید ببینمشو

باهاش حرف بزنم و نظرمو بگم

اینجوری نمیشه که یهو پاشن بیان خواستگاری !

هه ... شنیدم اون اقا از ازدواج فراریه و

 تا الان گفته اسمه زنو نیارین جلوم زن نمیخوام

اما مثل اینکه مامانش منو گفته اونم سکوت کرده !

یعنی این وسط من کجام نمیدونم ! به مامان گفتم مادره من

تو که میدونی از ازدواج سنتی

متنفرم پس چرا یه چی بهشون نمیگی من

حالیم نیست احترامو اینا پاشن

 بیان من تحویلشون نمیگیرماااا میگه من گفتم

نمیتونم بجنگم که اونا دیگه خودشون میدونن !

اما از این اقا بگم از چیزایی که گفتن

فهمیدم ... مهندس عمران هستش و مشغول کار

توی یکی از شرکتهای معروف توی تهران

لیسانس و فوق لیسانسشو توی امیرکبیر گرفته !

و درامد خوبی داره خونه داره و همونجا زندگی میکنه

و اینکه داره برای دکتری میخونه 27 سالشه ...

 و قد بلنده و خوش قیافه و مغرور  ...

 مسخرست اما همه ی اطلاعات من همینه ! حالا قراره به زودی

ببینمش !

 من که در سکوت  به حرفا و کارای همه

نگاه میکنم گاهی هم یه پوزخند میزنم ...

نه بخاطر اقای پسر عمو ! نه !!!...

 اما میخندم به سرنوشتم .... همیشه هر چی

خواستم خلافش شده هرچی.......... !!!




عکس عاشقانه,جدیدترین عکس عاشقانه,دانلود عکس عاشقانه غمگین,زیباترین عکس عاشقانه,گالری عکس عاشقانه دختر و پسر






این ما بین درست از دیروز سرکله

یکی دیگه به زندگیم باز شده !

یه هم دانشگاهی...

دیروز دوستم بهم پیام داد

و ازم خواست با این اقا صحبت

کنم ازم خواهش کرد

به حرفاش گوش بدم و بعد

بهش بگم نه...! برام عجیب بود

اون دوستم ... به دلایلی از همه پسرا متنفره اما خیلی

اصرار کرد و تعریفشو کرد ... منم قبول کردم

حرفاشو بشنوم ....

دیشب باهاش حرف زدم...

یه پسر با چهره ی کاملا شبیه به پسر عمو...!

وقتی حرفاشو شنیدم شوکه شدم از دیروز تو فکرم ...

خنده داره خدایا همه کارات خنده داره ....


 تصاویر عاشقانه, دانلود عکس عاشقانه, عکس عاشقانه, عکس عاشقانه بوسه و بغل کردن, عکس عاشقانه جدید, عکس عاشقانه زیبا, عکس عاشقانه غمگین, عکس نوشته ها



از هم دانشگاهیام بوده .... اما رشته ی مدیریت !

یک سال و نیمه یهم علاقه داره

تمام چیزهایی که مربوط به منه  رو میدونه
 
همه چیز....

تمام کارهام توی دانشگاه .... تمام

رفت و امد با دوستام ....

و تمام رفتارهایی که انجام میدم ...

ادرس خونه

شماره ....

و هر چیزی.........

مسخرست من همیشه فکر میکردم

چرا رئیس حراست دانشگاه

مسئول اموزش و امور مالی منو میبینن

تغیر رفتار میدن و حتی بارها

 خودشون زودتر بهم سلام میکردن !

 و حالمو میپرسیدن

میگفتم عادیه شاید ...!

تازه فهمیدم همه از اشنا ها و دوستای صمیمیشن

و اون امارو اطلاعات منو از اونا میگرفته !

گفت خیلی هم ازم تعریف کردن که دختر خوبو

سنگینیه ! افرین به انتخابت !

هنوز تو شوک حرفاشم برام قابل قبول نیست ....

به خدا قسم اولین بار بود قیافشو میدیدم ... !

اما اون گفت هر گوشه توی دانشگاه چشمش دنبالم بوده

اما خودش جلو نیومده تا شرایطش جور شه

الان هم میخواد اشنا شیم تا رسمی خواستگاری کنه

حرفی نداشتم بزنم ... گفتم فکر میکنم... !

از خودش گفت... تک پسره .... دو تا لیسانس داره

29 سالشه... و مشکل مالی نداره و کار و خونه داره  و

هدفش تصمیم برای ازدواج و ایندشه ...... !

نمیدونم چیکار کنم ....... پاک گیج شدم ........

بازم هر چی خدا بخواد ...... بعدشم سپردم به مامانم

و بابام ... برام مهم نیست .... هر کاری دوست دارن

بکنن ........ دیگه تهشه به زودی معلوم میشه اخر این

قصه ....... کاش قابل تحمل باشه........!




اس ام اس های عاشقانه دلتنگی و عکس های عاشقانه با متن


[ پنجشنبه 11 آذر 1395 ] [ 05:17 ب.ظ ] [ ashegh maghroor ] [ نظرات() ]

نمایش نظرات 1 تا 30