تبلیغات
عاشق مغرور - چیزی نیست خوب میشم...

عاشق مغرور

عشق یعنی دیر بیاید، زود برود و تو سال‌ها با خاطره‌ای كوتاه نفس بكشی بخوابی خواب ببینی قدم بزنی و ساده بگویم دیگر زندگی نکنی!

چیزی نیست خوب میشم...


سلام












عکس های غمگین عاشقانه با متن زیبا احساسی و جدید,عکس غمگین با متن,عکسهای غمگین احساسی و باحال







چیزی نیست خوب میشم یکمی آشفتم


یه سری حرفا بود که باید میگفتم


یکمی دلتنگی تو دلم هست هنوز


من هنوز چشماتو خاطرم هست هنوز


چیزی نیست آروم باش من فقط دلتنگم


من فقط این روزا با خودم میجنگم


با خیاله راحت برو و با اون باش


چیزی نیست خوب میشم چیزی نیست آروم باش


چیزی نیست آروم باش من فقط دلتنگم


من فقط این روزا با خودم میجنگم


با خیاله راحت برو و با اون باش


چیزی نیست خوب میشم چیزی نیست آروم باش


تو فقط یادت رفت همه ی قولاتو


من فقط آرومم وقتی باشم با تو


تو فقط دل کندی من فقط جا خوردم


من فقط بعد از تو روزی صد بار مردم


چیزی نیست آروم باش من فقط دلتنگم


من فقط این روزا با خودم میجنگم


با خیاله راحت برو و با اون باش چیزی نیست


خوب میشم چیزی نیست آروم باش


چیزی نیست آروم باش من فقط دلتنگم


من فقط این روزا با خودم میجنگم


با خیاله راحت برو و با اون باش


چیزی نیست خوب میشم چیزی نیست آروم باش....












میخوام یه خبر تلخ رو بنویسم... چیزی که چند روزه شنیدم و برای


کنار اومدن باهاش وقت لازم داشتم...


خبری که برای منه عاشق تلخ بود و برای ... صاحباش


حتما شیرین...






از اقای عشق مینویسم........


از کسی که چندین سال بیهوده دنبالش کشیده شدم...


ازامید پوچ و واهی ...شایدم خیالات شیرینم........


عشق همینه ........ کورت میکنه از هرچی منطق و دلیل و استدلال


فقط و فقط به چیز تو ذهنته .... اون...


خب..... من بارها به این نقطه رسیدم اما این بار یه جورایی مرگ عشق


رو حس کردم... نزدیکه خیلی نزدیک...


خب......


بهتره بگم چی شده...





عکس نوشته عاشقانه,عکس عاشقانه,عکس نوشته های عاشقانه غمگین,عکس عاشقانه 94






روز پنجشنبه  هفته قبل مادر و پدرم رفتن خونه مادر بزرگم...


اقای عشق هم همراه خونواده اونجا بودن...


دختر عمه مون با شوهرشون اومدن اونجا...


و سلامو احوال پرسی و اینا ...


که اقای پسر عمو رو میبینن........


و شروع میکنن به سر به سرش گذاشتن ...


شوهر دختر عمم میگه دیگه چه بهونه ای داری


ببینم این یکی طرف که قدو قوارشم بهت میخوره


خوبه ببینمت اره بهم میاین دیگه خوبه.....


ای کلک با طرف میری رستوران....... کباب میدی بهش...



و دختر عمم به پسر عمو میگه پس چی شد ...


نمیخوای ازدواج کنی من منتظرما پارسال گفتی سال 95


95هم شد...  پسر عمو هم میگه  ا......... اره  گفته بودم مرداد 95 دیگه...!




عکس نوشته عاشقانه,عکس عاشقانه,عکس نوشته های عاشقانه غمگین,عکس عاشقانه 94




میگه اره و میخندن و مبارکه مبارکه....


وقتی مامان اومد و اینا رو گفت...

حس کردم دنیا دور سرم چرخید.......

نشسته بودم سرمو بردم

بیشتر پایینو خودمو مشغول نشون دادم...

اما خدا میدونه چقدر جون کندم تا اشکم نیاد پایین...

تا بیشتر از این احساس خرد شدن نکنم ....

مامان کمی عصبی بود موقع گفتنشون...

اما من اروم میخندیدمو میگفتم اا ... اره ...
 
معلومه که دوست دختر داره... چه جالب ...

اونا دیدنش...

وای وای وای......... که اون لحظه قابل توصیف نیست...

فقط تنها چیزی که به ذهنم اومد این بود که....

حمد و سوره بخونم تا اروم  شم... یک بار دوبار ده بار....

شد.... اروم شدم...




عکس نوشته عاشقانه,عکس عاشقانه,عکس نوشته های عاشقانه غمگین,عکس عاشقانه 94







فقط تا شب ... شب که شد و رفتم تو تختم...

تازه یادم اومد چی شده ... و چی قراره بشه......

من کجام و اون کجاست.......

مرداد........ چه ماه شومی قراره باشه.......

مردااااااد .... مرداد... چه ماه مذخرفی.... چه جالب

مردادم عشق 7 سالم قراره بمیره...

حس میکنم از این ماه بیذارم... کاش نیاد هرگز ...

نتونستم خودمو ارووم کنم .....

کلی با خودم کلنجار رفتم .... که احمق ... بیشعور ...

نفهم عزیز ... نمیخوادت ... هرگزم نمیخواستت ...

تقصیری هم نداشته ... تو نخواستی باور کنی و خوش

خیالی کردی ... اون منظوری نداشته که

 نوشته های دوستت دارمو لایک کرده و نمیخوامتا و

خسته شدما رو نه ...

 اون منظوری نداشته که

 همیشه باکاراش تو رو دنباله خودش کشونده

اون منظوری نداشته که رو صفحه فیسبوکت بالا اومده

و بیشترین بازدید صفحه تو داره ....

اینا همش توهمات ذهن مریض و قلب عاشقته ...

احساسی فکر کردی... اون هیچ کاری نکرده......

 نتونستم ارووم شم...





عکس نوشته عاشقانه,عکس عاشقانه,عکس نوشته های عاشقانه غمگین,عکس عاشقانه 94



رفتمو توی فیسبوک پست گداشتم...


اول اهنگ بالا رو گذاشتم...


چیزی نیست خوب میشم


یکمی آشفتم یه سری حرفا بود که باید میگفتم


یکمی دلتنگی تو دلم هست هنوز


من هنوز چشماتو خاطرم هست هنوز..........

.

.

.



بعد این متن رو.....



بعضی وقتا مجبوری از یه چیزایی دل بکنی ... مثل اینجا....


بعضی وقتا نمیخوای باور کنی اما...... مجبوری


چون واقعیت از خیالت جلو میزنه و تو میمونی و یه مشت ادم دورو برت


با یه پوزخند مسخره روی لب به تو افکارو خیالاتت.......


اون وقته که انگار از یه بلندی افتادی پایین و.... تمام دنیات درد


داره ...... یه ضربه ی سنگین و کاری.........


گاهی لازمه ........


گاهی لازمه ........... .واقعیت رو بشنوی و ....... قبل از دیدنش فرار کنی....!



اخرین پست فیسبوک عاشق مغرور!!!




دید جفتشو...... اما طبق معمول زد به ندیدن.......


اره دلم میخواد فرار کنمو نبینمش نبینمشووون ....


فکر این روزااام اون کیه ... چه شکلیه ...


یعنی خیلی خوشگل تر از منه....


تحصیلاتش بیشتره...


و...و.... و...................







عکس نوشته عاشقانه,عکس عاشقانه,عکس نوشته های عاشقانه غمگین,عکس عاشقانه 94








پنجشنبه تموم شد.......


جمعه ........ صبح


شبیهه ژاپنی ها شده بودم ... چشمام پف دارو قرمز.....


خوب شد کسی نبود ببینه......


عصر اشفته با موهای در هم چون کوتاه کردم تازه


با یه تاپ و شلوار  اومدم بیرون


  توی حیاط تا به مامان یه چیز بگم....


دیدم یهو زن عموم میگه خوبی ! سلام کردمو


دیدم یهو عموم اومد تو........


پریدم تو خونه تا لباس مناسب تر بپوشم...


 یه تونیک جلو باز محض پوشوندن دستام


تا درو باز کردم دیدم زن عموم به یکی میگه بیا تو بیا تو...


دیدم  اقای عشق اومد تو.........


دوباره پریدم تو رفتم شال انداختم سرم...


برم بیرون سلام کنم چون نصفه مونده بود


دوباره جلودر دیدم موهام اشفتست


رفتم شونه زدم قیافمم بماند


بدترین حالت ممکن رو داشت مثل


  مرده ی از گور برخاسته  دوباره درو باز کردم...


داداشم گفت اووو چته هی میری میای میری میای کیه مگه......


گفتم عمو اینان .....




عکس های عاشقانه,عکس عاشقانه,عکس عاشقانه 94,عکس نوشته عاشقانه





رفتم پایین جلو در بودن...


اول با زن عمو سلام علیکمو کامل کردم


یه لبخند مهربون  زد و گفت خوبی گفتم مرسی


توی خانواده ماها خیلی رعایت نمیکنن


فقط منو خواهر اقای عشق انقدر حساسیم حتی جلوی


عمو ها هم تقریبا درست لباس میپوشیم


زن عمومم همیشه به مامانم میگه خدا رو شکر بچه هامون


ساکت و خوبن ... مثل بقیه نیستن


اما ....... عمو گفتم سلام عمو خوبین


عمو هم با لبخند گفت خوبی خانومی


گفتم مرسی...


 به اقای عشق نگاهی ننداختم...


فقط از دور دیدم عینک افتابی رو چشمشه


توجه نکردم یه سلام اروم گفتمو رد شدم از بغلش ....


همین ........ فکر میکنم رفتارم درست نبود اما دسته خودم


نبود....... دلگیرم ... نمیدونم چرا انگار اصلا وجود نداشت........


فکر نمیکنم اصلا کسی شنیده باشه بهش سلام کنم....


خیلی جدی گذشتم از کنارش .....همین


جوابی هم نشنیدم اونم بی توجه


بعد یه مکث رفت سمت لواشکایی که مامان واسم





عکس های عاشقانه,تکست گرافی عاشقانه,عکس عاشقانه 94,عکس نوشته های عاشقانه 94




درست کرده بود...


مامان گفت هنوز درست نشده یه انگشت بزن بچش


اونم پرو پرووو انگشت زد.... گفت واااااااای چقدر ترشه...!



پرو کل حیاط مونم متر کرد همه گلامو رو نگاه کرد


نمیدونم عشق کاکتوس هست یا نه


من که کلی کاکتوس دارم  حدود 50 نوع



هوووم .......




عکس های عاشقانه,تکست گرافی عاشقانه,عکس عاشقانه 94,عکس نوشته های عاشقانه 94




اومده بودن با مامان اینا برن بیرون مامان گفت میای گفتم نه...


رفتن .... خداحافظیم نکردم


و اما........... همه ی اینا به کنار................ چرا بعد یک سال و نیم


از ندیدنش ........ باید وقتی بیاد خونمون که من اون پست


 باید فرار کرد و ندید رو گذاشتم.......؟


اینم اتفاقیه؟؟؟؟




عکس های عاشقانه,تکست گرافی عاشقانه,عکس عاشقانه 94,عکس نوشته های عاشقانه 94




یعنی خودمو قانع کنم که اون ادم خوبیه و نمیخواد منو زجر بده؟



نمیدونم ... هیچی نمیدونم جز اینکه مرداد نزدیکه....!!!










عکس های عاشقانه,تکست گرافی عاشقانه,عکس عاشقانه 94,عکس نوشته های عاشقانه 94







[ سه شنبه 1 تیر 1395 ] [ 12:29 ق.ظ ] [ ashegh maghroor ] [ نظرات() ]

نمایش نظرات 1 تا 30